تابستان 96 ، صرف نظر از گرما و کم آبی و مناقشات خاورمیانه و مشکلات مالی و خانوادگی معمول، یک پدیدهی دیگر هم در دل خود داشت که آنهم تنهایی من و آریا به دور از مادر و برادر بزرگترش آرش است که آنها در شهری و ما در شهری دیگر روزگار را به سر میبریم.
اوایل گل و بلبل بود. وقت زیاد برای مطالعه و گوش دادن به سخنرانیها و شنیدن موسیقی و نوشتن ننوشتهها و بریز و بپاش خانگی و تماشای شبکههای خودخواسته ...، گاهی هم تلفنی می زدیم به منزل و اظهار دلتنگی میفرمودیم و آرزوی دیدار مجدد و بعد هم گریزی به نهار و شام و قس علی هذا.
اما کم کم معضلی رو به تزاید نقاب از چهره گشود:
ظرف شستن.
که طبیعتا کار من است و
برچسب: عذرخواهی,زنان,
نویسنده: نوید ایمانی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 9:55